این روزها

_این روزها روزهایی است که بیست سال بعد اگر زنده باشم اینجا خواهم نوشت:

نمیدونم از کی این همه تغییر در من و زندگیم بوجود اومد یادم نمیاد کی خیلی از اولویتهای زندگی عوض شد و کی من شدم اینی که الانم.نمیدونم از کی یه چیزایی که خیلی واسم مهم بود جاشو به چیزای دیگه داد نمیدونم از کی دیگه حواسم به خیلی اتفاقا نبود و جاشو گزینه های دیگه پر کرد.نمیدونم از کی یه عالمه دغدغه‌ی ریز و درشت جای گوشه های فراغت ذهنم رو گرفتن.نمیدونم از کی من شدم آدم بزرگ و فکر و کار و رفتارم شبیه اونا شد....

_این روزها همون روزای پوست اندازیه،هرچند دلم میخواد خیلی موقتی و کوتاه مدت باشه و همش به خاطر شرایط ویژه و جدید باشه این فصل تغییرات و خیلی زود بتونم برگردم به پوسته‌ی خودم و ارزشهای کد گذاری شده‌م رو گردگیری کنم و به اونها یه چیزایی اضافه کنم نه کلن حذفشون کنم،اما ناگزیرم که این روزها رو بگذرونم و کمتر سخت بگیرم برای خودِ خسته‌ی سردرگمم که یهویی با کلی حادثه‌های تازه روبرو شده.اگه بعد این مدت بتونم خودمو پیدا کنم و یه سر و سامونی به این آشفتگیا بدم شایدم بیست سال بعد پاراگراف بالا رو با نرمی و رضایت بیشتری بنویسم.امیدوارم.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
1خواهر

این روزها شادم این روزها که می گذرد شادم این روزها شادم که... می گذرد..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!