miss

یک - باید میترکید اون بغضه،همونجا همون شب با اینکه دیروقت بود و بقیه دلگیر شدن غر غر کردن متهم کردن تهدید کردن نیش و کنایه اوردن ولی وقتش رسیده بود مثل یه میوه ای که دیگه به وقتش از کالی در میاد و میرسه و پخته میشه رسیده بود . هق هقه باید در میومد از ته گلو باید میترکید بغضه بعد این همه وقت هرچند خوشایند نبود هرچند قابل انتظار نبود حتی خرابکار شب بقیه شد و مانع تفریحشون هرچند گیجت کرده بود حتی صدای آرومت چاره ساز نبود اما چه کنم که رسیده بود به بیخش دست من نبود باید اونقد هق هقا بیرون میریخت تا خالی بشه هرچند جمله ای کلمه یا حرفی بیرون اومدنی نبود تا همون وقت که استامینوفن رو گذاشتی کف دستم و لیوان آب رو نزدیک لبام کردی و بعد صورتم رو پاک پاک کردی تا همون وقت باید خالی میشد هرچند که فقط سکوت بود سکوت . بعد خواب.باید میترکید اون بغضه همون وقت همونجا هرچند که سخت بود دیدن اشکات.

 

دو- تجربه سنگینی بود با ترس و دلهره و سردرد.نشستن بین جمعی که فقط دوبار دیدمشون.نگاه و حرفها و حرکتها برای تازه آدمی که باید قاعده میدونستم و صد البته که نمیدونستم.اما گذشت نه به راحتی نه به سختی.همین که هستم اگر بذارن که بمونم کم کم اسونتر خواهد شد.

 

سه - دلم هوای صوت قرآن داره و این ده صفحه که میخونم به دل تازه از جنگ برگشته ام چنگ میزنه و میخونم و میخونم و دلم هوای صوت کرده که بشنوم و بشنوم و بشنوم.

/ 3 نظر / 4 بازدید
1خواهر

وقتی حواست نیست زیباترینی وقتی حواست هست فقط زیبا حالا حواست هست؟؟؟

آب تنی

بغضت رو خیلی قشنگ رسونده بودی می شد حسش کرد...

وحید

یک- گاهی برای ترکیدن یک بغض یه تلنگر کوچک کفایت می کند. اما کاش می شد فهمید که این تلنگر از کجا نشات می گیرد. بعضی وقتها این سکوته خیلی سنگینه ولی به قول یه نفر "از سکوت اگر به خشم آمدی سکوت کن!" دو- امیدوارم سنگینی این تجربه رفته رفته جای خودش رو به محبت و آسایش بده تا شور و شوقی در پس این دیدارها پنهان بشه! سه- ما رو هم دعا کن تا آرامش پیدا کنیم از این صوت ملکوتی. و دعا کن نزدیکتر بشیم. این درگیریهای روزمره و این ترس و دلهره ها و نگرانی ها دورم کرده. این روزها سخت محتاج آنم که آرامش تا مغز استخوانم نفوذ کند!