شاید

شاید اینبار بعد از این روزهای کش‌آمده‌ی پر باران حالا جایی در کنار دریایی بیکران بخواهم پهلو بگیرم.. شاید اینبار انزلی مردابش،ماسوله معماریش و راه ممتد بودنش در انتظارم باشند.شاید....

/ 1 نظر / 4 بازدید
مهدی

سلام. من برگشتم. بعد از 6 روز فرسوده و خسته کننده و دلتنگی های مداوم. من برگشتم و از اینکه میبینم همه چی طبق روال سابقه، زیاد هم خوشحال نیستم. بقول شهاب حسینی تو فیلم "درباره الی" که میگه" پایان تلخ، بهتر از تلخیه بی پایانه".شاید هم باید شکر کنم که شرایط طبق روال سابقه. من برگشتم. ولی دوباره همون استرس ها و نگرانی ها و دلتنگی ها دور و برم هستن. من برگشتم و باز هم دلم پر از کلماته. دلم لک زده برای نوشتن و منطقم داد میزنه که الان موقع خوبی برای نوشتن نیست. راستی تو فکر میکنی آدم با دو تا دستش چند تا هندونه میتونه برداره؟؟؟ تو ذهنش به چند تا دغدغه اش میتونه فکر کنه؟ چند تا پایاننامه رو یه جا میتونه ازشون دفاع کنه. راستی چرا من اینقدر سخت میگیرم. یا فکر میکنم که سخت میگیرم.بهرحال من برگشتم و خواستم بگم که دیروز یعد از مدتها چراغ زرد سر چهار راه رو گذشتم و جریمه شدم. فقط خواستم بگم من برگشتم و متاسفانه خسته تر از همیشه. همین.