مناجات

الهی میدانی که ناتوانم،پس از بلا برهانم،الهی تو که آتش فراق برافراشتی پس با آتش جهنم چکار داشتی!
بیزارم از آن طاعت که مرا به عجب آورد،بنده آن معصیتم که مرا به عذر آورد
از او خواه که دارد و می‌خواهد که که از او بخواهی،از او مخواه که که ندارد و می‌کاهد اگر بخواهی.

پنج چیز نشانه سختی است؛
بی‌شکری در وقت نعمت،بی‌صبری در وقت محنت،بی‌رضایی در وقت قسمت،کاهلی در وقت خدمت،بی‌حرمتی در وقت صحبت

الهی ما را از سه آفت به دور دار؛
از وسواس شیطانی،هواجس جسمانی،غرور نادانی

الهی،اگر بهشت چون چشم و چراغ است،بی دیدار تو داغ است
الهی،اگر مرا در دوزخ کنی دعوی دار نیستم و اگر در بهشت کنی بی جمال تو خریدار نیستم

الهی چو آتش فراق داشتی،آتش دوزخ چرا افراشتی
مهربانا اکنون که در غرقابم،دستم گیر که گرم افتادم
خداوندا تو ما را جاهل خواندی و از جاهل جز جفا چه آید
الهی ار تو فضل کنی از دیگران چه داد و بیداد
ور تو عدل کنی پس فضل دیگران چون باد
الهی چو بید می‌لرزم که مبادا به هیچ نیارزم

الهی آفریدی رایگان،روزی دادی رایگان،بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان

الهی بر هزاران عقبه بگذرانیدی و یکی مانند دل من خجل ماند بس که تو را خواند.

الهی جوابی و لطفی و نگاهی و افزونی!

-بخش هایی از مناجات نامه خواجه عبداله انصاری 

/ 2 نظر / 6 بازدید
کوروش

سلام . من میتونی درباره نوشت ه هام نظرتو با دقت وبا فکرت بگی برام خیلی مهمه نظرتو بدونم مرسی درباره هر کودومشون نظرتو جدا بگو. منتظرتم .بعد بگو اماده ایی تبادل لینک من با هرکسی تبادل نمیکنم اسمشو هم میذارم به عهده سلیقه خودت راستی اون مطلبهای اخرشو هم بخون بعد درباره قالبم هم بگو مرسی مرسی[گل] ببخشید زیاد حرف زدم ولی واقعا دوست دارم نظرتو مطلبه وسطی هم با دقت بخون

وحید

تا ولوله‌ی عشق تو در گوشم شد عقل و خرد و هوش فراموشم شد تا یک ورق از عشق تو از بر کردم سیصد ورق از علم فراموشم شد <ابوسعید ابوالخیر>