رکود

فکر میکردم بعداز یک‌ماهی که اینجا ننوشتم و حدودا پانزده روزی که از دنیای نت بیخبر بودم خیلی حرف دارم برای گفتن و خیلی کلمه هست برای نوشتن.که البته هم هنوز هست.از خونه‌ی جدید و آغازی جدید و بازارهای شلوغ و رفت وآمدهای طولانی تا پا گذاشتن به خودِ دلِ زندگی با مسئولیتهای تازه و سرنوشتی تازه و آدمهای تازه و شهری که میتواند ببلعدم یا که در آغوشم گیرد.از اتفاقهای خوب تا لحظه‌های سخت و دردناک.همه‌ی این چند مدت با هر رخدادی تنها به نوشتنش فکر کردم و به ثبت کردنش.اما امروز انگار هیچ حوصله‌ای برای برای بازی کلمات نیست.انگار قرار نیست که خالی بشم از کلمه‌های این روزها.دلیل و بهانه که همیشه هست حالا فرض که این کوفتگی و رنج سرماخوردگی شدید نابه‌هنگام هم شد دلیلِ بیحوصلگی واقعیت ولی ذاتِ ننوشتن است.همین.

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

خونه "خانمی" خوش سلیقه که با این همه دقت وسایلش رو انتخاب می‌کنه حتمن دیدن داره دیگه! [چشمک] قدمتون رو چشم.

پانیذ

درود . همیشه به روز باشی. . بدرود

سعید آهنی

سلام. تبریک تبریک تبریک[گل][گل][گل] پس بالاخره ساکن تهران شدین. حالا عید هستین یا میاین تبریز؟ بهرحال براتون آرزوی روزگاری خوش دارم.[چشمک]

مینا دیدار

سلام مریم بانوی عزیز خوبی خوشی سلامتی شروع زندگی مشترکتونو با جناب زارعی عزیز تبریک می گم وبراتون روزهای خوش وسرشار ازخوشبختی آرزومندم [گل][گل][گل] به خواهر خوشکلت هم سلام برسون[گل] [گل][گل][گل][گل][خداحافظ]

پوربایرامیان

سلام، خوبی؟ عیدو تبریک میگم. امدوارم در کنار وحید سال خوب و موفقی رو پیش رو داشته باشی.[گل][لبخند][لبخند]

سیما

سلام مریم جان عیدت مبارک خونه جدیدتم مبارک زندگی شوخی بی حس نگاهی ابدی ست تاابد زنده بدن خواب بدی ست زندگی کن وبدان آسمان تابه ابد آبی رنگ ودل خاطره ها بی ماهیست منتظر حضورت تووبم هستم[ماچ]

mo

افزايش بازديد سايت يا وبلاگ به صورت رايگان http://persianrank.ir/?ref=9659

سهیل

این رکود ننوشتن کاش زودتر تموم بشه چقدر نیستین شما

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا" اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

پانیذ

و البته بعد از یکماه از همه دوستانی که قابل دونستن و یه سری به ما زدن و نظری نوشتن سپاسگزاری میکنم . مرسی که به یادم بودن .... ببخشید مریم جون اگه اینو نمینوشتم میترکیدم .... به روز و بهروز باشی. بدرود