چه بی اندازه است شادی‌ام وقتی که رو به زوال خسته و نگران و فکری،می‌آیی دستانت را پشتت قایم کردی سرک که میکشم طراوت و تازگی رو دسته گل کردی میچرخانی دور سرم چه خوب که حالِ ویرانِ لحظه‌ای،بهتر میشود به درک و فهم و احساس و زبان هرچند که خاموش باشد که پاسخ میدهد به نگاهی که میان من و توست.

 

چه بی اندازه است اندوهم وقتی که بزرگترین شادی عمر پیش رویم است  درهم گره کور خورده‌اند کارها حرفها انتظارات کنایه‌‌ها و تحلیل میرم ذره ذره پیشاپیش و از دست تو هم خارج میشود حتی به نوازشی و آرامشی که تیر آه ماز گردون بگذرد حافظ خموش!رحم کن
بر جانِ خود،پرهیز کن از تیر ما که به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت...

/ 3 نظر / 5 بازدید
1خواهر

انکحت عشق را و تمام بهار را زوجت سیب را و درخت انار را کلی شعر باحال تو ذهنمه همش بدرد نامزد بازی میخوره.علی الحساب پیشکش شما که به دردت میخوره

1خواهر

به نمونه های زیر توجه کن: دانی از زندگی چه میخواهم من تو باشم تو پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو بار دیگر تو [لبخند] ///////////////////// جغرافیای کوچک من بازوان توست ایکاش تنگ تر شود این سرزمین به من [چشمک] ///////////////////// فردا که گسترند ترازوی داد را آنجا که کوه بیشتر از پر کاه نیست سودابه روسفیدو سیاووش روسفید در رستخیز عشق کسی روسیاه نیست [قلب]

وبلاگ صاحاب

ممنونانه خواهر جان.ندیده نشنیده بودمشان