و شاید حالا بیست و هفت ساله میشوم

آدم باید روز تولدش ساعت ٩.۵ از خواب بیدار‌شه یه دوش بگیره که بفهمه در روز اول زندگی آب مایه حیاته باید بره تو تراس تا سر و صورتش آفتاب بخوره که بفهمه پوست و مو به ویتامین Dنیاز دارن.موهاشو سشوار کنه و با برس گرد جلوی موهاشو فرم بده یک تیشرت جدید بنفش بپوشه جلوی آینه به خودش نگاه کنه و مداد مشکی رو بکشه تو چشماش سایه صورتی کمرنگ و بنفش رو قاطی کنه که رنگ ملیحی رو بزنه پشت چشم رژ صورتی با برق‌لب بزنه و موهاشو تو هوا تاب بده.آدم باید روز تولدش بشینه خونه و کلاسشو تعطیل کنه اول با حافظ درددل کنه وبعد که حالش بیشتر گرفته شد بشینه تلفن و اس‌ام‌اس های تبریک رو جواب بده و یا تا شب منتظر بمونه به‌اونایی که تولداشونو تبریک گفته و الان یادشون نیست تولد آدمه فرصت بده و بعد اگه زنگ نزدن با خباثت عجیبی عهد ببنده که دیگه از تبریک تولد خبری نیست.آدم باید روز تولدش اخلاقشو عوض کنه و برای ٢۴ ساعت هم که شده به همه لبخند بزنه و وانمود کنه که بهترین روز زندگیش همینه امروزه .آدم باید روز تولدش بره بهترین گلفروشی محل و یه دسته گل بزرگ بخره و به خودش یه کادوی تولد بده.آدم باید روز تولدش همینکه داره به سمت غروب میره و همه چراغای خونه خاموشن و تاریکی خاصی هست که میتونی هنوز جلوی چشمتو ببینی بره کنار  پنجره و های های گریه کنه و بذاره همه بغضاش بترکه و صورتشو آرایشش پاک بشه بعد دوباره صورتشو بشوره با مایه حیات و دوباره آرایش کنه.آدم باید روز تولدش حتما کیک  و چایی بخوره و در کنار دوستاش و خانوادش بخنده و از کادوهایی که میگیره احساس خوشحالی کنه حتی اگه کادویی هم بود که به درد نمیخورد تشکر کنه و بذاره کناری. آدم باید شب تولدش محسوس آدمهایی که میتونه رو ببوسه و اجازه بده آدمهایی که میتونن بغلش کنن. آدم باید وقتی مراسم تولدش تمام شد بره بازم به حافظ تفال بزنه و جدیدترین مانتوشو بپوشه و با کسی _اگر باشد_ در جایی قرار شام بگذارد و اگر نباشد خیال ببافد که هست و باز هم قرار شام بگذارد و شام بخورد کادوی مخصوص بگیرد و کم کم احساس کند که دارد بیست و هفت ساله میشود .آدم باید شب تولدش دیر وقت بخوابه،یک فیلم عاشقانه ببینه و تا ٣صبح به شبستانه گوش بده و اگر رادیو گرفت حتی،زنگ بزند یک آهنگ از علیرضا قربانی برای خودش سفارش بده و تاکید کنه که امشب تولدشه تا حتما آهنگه رو پخش کنن.آدم باید فردای روز تولدش همه چیز رو از اول شروع کنه.  

/ 7 نظر / 6 بازدید
نوستالوژی

تولدت مبارک -نمی دونستم آدم روز تولدش خیلی کارای جالبی می تونه بکنه

کاپتان

مجبورم کردی که دوباره بنویسم. شاید دیگه کم کم داره تکراری میشه از بس که میگم "قشنگ مینویسی". ولی ایندفعه هم چاره ای نیست. باید اقرار کرد که قشنگ مینویسی!

پریسا . م

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود .در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود .میشود برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یکمتروکه را الماس بود. لمس وجودت مبارک .تولدت مبارک تولدت مبارک مریم جان خیلی خوشحالم که امسال هم برای تبریک گفتن تولدت کنارت هستم امیدارم سال خیلی خیلی خوبی داشته باشی باز هم تولدت مبارک

وبلاگ صاحاب

از همه دوستان عزيزم كه سرمايه هايم هستن كه در اين دو روز و دو شب گذشته با تلفن اس‌ام‌اس و يا كامنت بهم تبريك تولد گفتن بسيار زياد تشكر ميكنم آأم بايد روز تولدش از اونايي كه دوستشون داره تبريك بشنوه وگرنه افسردگي مضاعف ميگيره از دوستام كه از شيراز،گناوه،تهران،شمال،كليبر،اردبيل،زاهدان،زنگ زدن بسيار ممنونم.و دوستان بهتر از آب روان كه اينجا دارم. از سوناي غير قابل پيشبيني كاپتان مهدي عزيز،وحيد مهربون و سولماز و آيلار و صد البته پريسا و فريبا و مستوره كه خواهرانم هستن. و اينكه پريسا خيلي خوشحالم كردي كه اينجا كامنت گذاشتي.

سهیلا

سلام گل مریم خانواده میلادت مبارک امیدوارم به روز باشی.

صاجب وبلاگ

وای زن‌عموی عزیزم ممنونم. تولد امسالم واقعا به یاد ماندنی شده ممنون که از دیار غربت به یادم هستین.

الناز

خوب خیلی کارای خوبی کردی. آرزوو می کنم که قرار شام را هم می داشتی. خوب چون من نفهمیدم داشتی یا نه. اصلا یادم نمیاد روز تولدم چیکار کردم. با اینکه خیلی اون روز رو دوست دارم. نه اینکه بخوام نامیدت کنم از ادامه و انجام همه کارهایی که من کردم ( می دونی که چی) ولی همه چیز تغییر می کنه. حتی اگر هیچ کاری هم نکنی تغییر می کنه. پیشنهاد می کنم سخت نگیری و بختندی. تولدت مبارک مخاطب نامه های کودکیم.