بیست

گاهی وقتی اندازه‌ی همه‌ی دنیا و مکنوناتش به قدر
یه پوست تخمه آفتاب گردان،سیاه و پوچ و سبک میشه،

فکر میکنم شاید بهتر باشه فراموشی بگیرم و بی تفاوت  از کنارشون بگذرم و به دیدن یه فیلم دیده نشده قانع بشم.

سلیمانی ِبیست دقیقا آدمی است که میشناسمش!به همین اندازه یبوس،عبوس،تند مزاج عصبانی متکبر ناراحت غمگین سرخورده جدی وغیر قابل انعطاف باچهره‌ای خشن بدون لبخندی حتی و پر از گره های باز نشده و زبانی تلخ و پرکنایه وسرشار از منت.

در عین حال مهربانی درونی که از بیان کردنش عاجز است و مرام و معرفتی که گهگاه بر اساس صلاحدیدش خرج میشود

مردی که زندگی چندین نفر وابسته اوست مردی که که جز خودش کسی را نمیبیند مردی که مهارتش در بلندی صدایش و قدرت عصبانیتش است

مردی که صحبتش سفسطه است مردی که در تحقیر کردن چیره دست است مردی که جز فریاد راهی برای حرف زدن نمیشناسد

مردی که همیشه از بالا نگاه میکند مردی که هیچ چیز نمیبیند

مردی که پر از غرور و کبر وادعاست و در پیشش ضعیفان حاکمیت میکند،رییس است و در مقابل زورمندان مجبور به کرنش است و مرئوس

مردی که نمیفهممش نمیبینمش در مقابلش ضعیف میشوم،مردی که بیست سال است میشناسمش. 

نقل من نقد بیست و ماجرای رستورانش نیست،بسکه محو سیلمانی بودم و شباهت همه سختی و تندی‌اش با یکی از مردان زندگی‌ام جریان فیلم از دستم خارج شد،حرفم این همه صفاتی است که میبینم و حس میکنم.

نمیدانم ،اما کاش به همان اندازه که لحظه های دردناک فیلمها شبیه زندگی واقعی بود پایان های خوش فیلم ها هم با زندگی واقعی مشابه بود

سلیمانی بیست آخر فیلم از پسرک میخواهد هر روزدر رستوران آکاردئون بزند 
غذایش را به دور از صدای نوحه روضه خوان طبقه بالا میخورد

 به فیروزه اجازه میدهد دخترش را در اتاق حبس نکند

و حتی اجازه میدهد با بیژن ازدواج کند
به بیژن و میثم جایی برای خوابیدن ودراز کردن پاهایشان میدهد
از فروختن رستوران منصرف میشود و
نمیگذارد فرخ و فرشته بی خانمان شوند

در همان رستوران که همیشه مجلس عزا برقرار بوده عروسی راه میاندازد
و دست آخر بدون وسواس همیشگی‌اش میمیرد

وهرگز این در واقعیت اتفاق نمی‌افتد برای آن کسی که می‌شناسمش

فراموشی نمیگیرم فیلم قانعم نمیکند  جذایبت خاصی ندارد و فقط میخواهم بنویسم که شخصیت  سلیمانی بیست به خاطر مجالس عزا شکل گرفته بود و من نمیدانم شخصیت این مردی که میشناسمش به چه خاطر اینجور شکل گرفته است

  کاش روزی برسد که این مرد هم .......

  

/ 1 نظر / 5 بازدید
مهسا

سلام www.SareVaght.com  لینک وبلاگم رو توی این سایته گذاشتم خیلی جالبه توهم کدش رو کپی کن تو قالب وبلاگت تا لینکت بره تو سایت , مخصوص وبلاگهاست تبلیغ کاملا رایگان وبلاگهاست . کدش هم میتونی از این آدرسش بگیری http://sarevaght.com/web/add.html/?CODE