نیمه شعبان

نیمه شعبان که میرسد برایم سرشار از خاطره است . این عید که میگویند با همه اعیاد مذهبی فرق میکند هرچند میزان و شکل اعتقاداتم به مذهب و رسوماتش از پانزده سال پیش تا این روزهای سی‏سالگی بسیار تغییر کرده است و  دیگر آن نگاه طرزفکر و حساسیتهای خاص را ندارم همچنین که بزرگتر شدم باورها و ایمانم شکل جدیدی پیدا کرده است اما از خاطره‏ها که گذشته‏ام را ساخته‏اند گریزی نیست. گذشته‏ای که دوستش دارم  باورش دارم و هرگز برایش پشیمان نیستم.نیمه‏ی شعبان شیراز دبیرستان شاهد پانزده دبیران متعهد و مومن  مسئول ودلسوز و بی‏ریا دوستانی بهتر از آب‏روان به معنای دقیق کلمه خالص پاک مهربان بی‏کینه بی‏توقع صادق. آن نمازخانه که تزیینش برای همین نیمه شعبان به عهده‏ی ما بود. چه شورو شوقی داشتیم و چه باورهای عمیق و خاصی که هنوز هم یادش می‏افتم دلم خوش می‏شود مو بر تنم صاف می‏کند و اشک در چشمم حلقه می‏زند. روزهایی بی‏دغدغه و شاد که کنار هم مشق انسانیت و اخلاق میکردیم. دین و همه‏ی متعلقاتش از عزاداریها و اعیادش  تا انجام ‏دادن اعمال و ارکانش بی‏تاثیر نبودند در شکل‏گیری باورهایمان ولی امروز مطمئنم که آدمهای آن مدرسه چیزی فراتر از آن بودند که تنها با دین‏داری(به تعریف معمول و نهادینه شده‌اش ) عجین شده باشند آنها مجموعه‌ای از بهترین و درست‌ترین رفتار‌ها کردارها و پندارها را همراه با دین با ما تمرین می کردند. و اگر دین همانی باشد که در آن مدرسه میان آنها دیدم و حس کردم و باور کردم سرشار از پاکی و صداقت اعتماد و حسن خلق احترام و ادب و معرفت وجدان و انسانیت پس دین کاملی بود و اگر هرکدام از ما که در آن زمان شاگردی میکردیم به نیمی از همان آموخته‏ها هنوز هم باور داشته و دچار فراموشی نشده باشیم شاید هنوز در این روزهای بی‏معرفتی بی‏اعتمادی دروغگویی بی‏وجدانی و بی‏اخلاقی کسانی پیدا شوند که بویی از آدمیت برده باشند فارغ ازاینکه شکل باورهایشان نسبت به دین سخت ‏تر یا آسان‏تر شده باشد.شخصا فکر می‏کنم در چیزی که امروز هستم  به طور قطع  آن روزها آن مدرسه آن معلها و دوستان و آن فضای پاک و خالص بی‏اندازه موثر بوده است و حتی اگر دیدگاهم نسبت به برخی مراسم و قوانین و دستورات دین تغییر کرده است باز هم مدیون همان روزهایی هستم که روشنفکری و آزادی بیان و اندیشه را تجربه کردم. نیمه شعبان امروز مرا برد به خاطره‏ی شیرین دوستانم مریم و هاجر و فروغ مرضیه و سمیه و خانم آزاد و آن مدرسه‏ای که دوسمتش به باغ بود و جوی آب خنکی داشت برای تابستانها. یادش بخیر.
به همین تاریخ روز نامزدی‏مان با وحید هم هست نیمه شعبان که عقد موقتی کردیم و به قول دین‏داران به هم محرم شدیم. که آنهم یادش بخیر .
در هر صورت به هربهانه‏ای که هست (مرور خاطرات شیرین یا روز نامزدی‏ من و وحید و هزران نفر دیگر و یا تولد امام زمان ) روز خوبی است و مبارک است و مبارک است

/ 3 نظر / 13 بازدید
مجتبی

پنل پیامک رایگان اگر خواهان تبلغ رایگان روی تلفن همراه هستید کلیک کنید http://www.Qsms.ir/smsmember.asp?refid=62929

وحید

چه خوب که شروع کرده‌ای به نوشتن و چه بهتر که یاد کرده‌ای از گذشته‌ای که به قول خودت "باورش داری و هرگز برایش پشیمان نیستی"

الناز

به به تشریف آوردین. لپ تابتون مبارک باشه. آرشیدا هم نیمه شعبان به دنیا اومده. یاد اون مدرسه هم به خیر[لبخند]