ماه من

این ماه رمضان بی شجریانش بی ربنایش روزهای پر ترافیک و شبهای خسته‌اش بیخوابی فراوانش و سستی پس و پیش از افطار و سحرش بی حال نرمه‌ای مناجات و درد دل نیمه شبها و ابو حمزه‌هایش قرائت‌های هول هولکی بی توجه‌اش خالی‌ِخالیِ خالی به پانزدهم رسید هر روز منتظر بهبود و هر روز دریغ از داشتن حال و احوالی بد طوری دارد میرود سمت نیمه دومش سرم شلوغ و هوایم پس و بخواستی انبوه و دستم خالی و گردنم کج دارد میرود همینطور و دعا دعا کنم که این آخرین رمضانی باشد که اینگونه رفت که فقط بهانه‌ام باشد عدم توانایی در ایجاد تعادل و توازن بین خواب وکار و خرید و مراسم و روزه‌ی طولانی و وقت کم که فقط مختص همین امسال است.

/ 2 نظر / 4 بازدید
1خواهر

سلام خانم. فقط خواستم بگم من هم که شرایط تو رو ندارم امسال فقط دارم به واجبات اکتفا میکنم و حتی اعتراف میکنم که تسبیحات اربعه رو هم به همون یکی که واجبه خلاصه کردم!!!!!!!!! از خودم و خدا خجالت میکشم ولی برای تسلای خودم و تو میگم...فکر کنم یه کمی تقصیر روزگاره. وقتی تو لحظه افطار بجای ربنا........ و ... خلاصه معنویت جای نفس کشیدن پیدا نمی کنه.نفس اندازه زنده موندن بالا میاد.همین. فقط 1 خواهش دارم. لطفا این غریبه رو حتما سر افطار دعا کن. شاد باشی

وبلاگ صاحاب

غریبه چیه خواهر جان!!!!!دعا برای همدیگه وظیفه است.