اولین شب چله

پارسال همین شب یلدایی کلاس زبان داشتم،پیچوندم و نرفتم که با تو گز کنم خیابون که نه اتوبانهای سرد و خلوت‌تر و تاریکتر رو تا کمتر کسی بخواد در ماجرای معلوم نشده‌ی زندگی‌مون سرک بکشه و کروموزمهای فضولی‌ش بخواد بجنبه و سر در بیاره از رفت و آمدهای نامطمئن‌مون.وقت برگشتن از هشت و نیم شب هم گذشته بود و نمیدونم به کدوم بهانه دیرکردتو تو شب یلدا واسه اهل خونه توجیه کرده بودی که نشسته بودی کنار من و رانندگی میکردی،نگام کردی مردد و نگران مثل وقتایی که انگار جواب همه‌ی سوالهای نپرسیده‌ات تو چشای منه و من پلک باز نمیکنم که ببینی و خیالت راحت بشه زل زده بودی تو چشام و پرسیدی بالاخره، که مریم سالِ بعد چی؟!!! و ثابت شدی به قفل دهن من که جواب قاطع نداشت اینجوروقتا بسکه همه‌ی این ماجرا برام مثل دیدن یه فیلم بود گاهی اونقد درگیر و جدی گاهی هم شوخی و شانه بالا انداختنی که میگذره این روزها هم.اما اون شب یادمه خوب که برگشتم به طرفت دستتو گرفتم و با اطمینانی که خودمم نمیدونم از کجا اومده بود گفتم سال بعد ما پیشِ همیم شب یلدا.بعد از اون شب خیلی وقتها شد که من نامطمئن میشدم یا همه چیز بهم میخورد و قرار مدارها کنسل میشد اما اطمینانِ اون شب هنوزم خوب یادمه،و حالا همون جواب به واقعیت پیوسته شایدم بین این همه روز و شبهایی که ما از باهم بودن حرف میزدیم فقط همون شب یلدای پارسال مرغ حق‌ آمین‌گو، آمین گفته که امسال هرچند که از هم دوریم اما قراره که اولین شب یلدای مشترکمون باشه که پیشِ همیم. نه تو اتوبان و خیابون با دلهره و وقت‌تنگی، که تو خونه با آرامش و بی‌دغدغه کنار خانواده‌ها.

قرار بر مناسبتی نوشتن و یا مرورکردن خاطره نبوده اما بعضی وقتا بعضی مناسبتا خاطره‌هایی رو زنده میکنن که انگار همین الان در حال رخ دادن‌ان زنده و ملموس.و حالا اینبار رسید به شب یلدا که بلندترین شب ساله و عقیده دارم که باید در زندگی هرکسی و هرجامعه و فرهنگی باشه از این رسم‌ها و آیین‌ها که رسیده از اجداد و نیاکان‌مون و سالانه تکرار میشه و یادمون میمونه که بعضی اتفاقا هنوزم هستن تا ما رو نجات بدن از تکرار روزمرگی‌ها.
دلم میخواد همه امسال شب یلدای بهتر و به‌یاد ماندنی‌تری داشته باشن هرچند هستن کسانی که تو این چند وقت اخیر همه‌ی شباشون یلدا بوده طولانی وسرد ولی امیدوارم که این شب با بقیه شبا فرق کنده و وقتی که هندوانه‌ای میشکنه قرمز و شیرین یا اناری دونه میشه قرمز یاقوتی خنده‌ای به لب باشه کنار همه‌ی آنها که دوسشون داریم و این خنده‌ی دسته جمعی بشه تنها فرق شب چله با بقیه شبهای طولانی و سرد و تنها.

/ 2 نظر / 3 بازدید
کاپیتان

شب یلدای خوبی رو در کنار هم براتون آرزو میکنم. امیدوارم این شب یلدا اخرین شب یلدایی باشه که بعد مسافت بین تون وجود داره و امیدوارم همه شب یلداهای عمرتون اینطور دلهاتون بهم نزدیک باشه. همسر محترم هم که امشب پرواز میکنه سمت شما مریم خانووووووم. دیگه چی میخوای؟؟؟

وحید

شب یلدای امسال و روز بعدش و روز بعد ترش روز و شبای خیلی خوبی بودند و اولین یلدای مشترک برای همیشه در دفتر خاطرات زندگیمون ثبت شد. همه چیز به سرعت برق و باد می گذره. چه زود یکسال گذشت از اون یلدای پارسالی!