خانه ای در خیابان عدل

 از خانه ی بختم  اسباب کشی کردم یک ماه است. از پنجره های بزرگ رو به خیابانش جدا شدم و از نزدیک دوسال خاطره هایم. خاطره اولین خانه ی مشترک با وحید. خانه ی بختم بود و عروس آن خانه بودم . از همان لحظه ی اول که دیدمش عاشقش شدم و در ذهنم ساختمش و دکورش را چیدم و لحظه ها را با وحیدم ساختم. و دلبسته اش شدم .از یک خانه ی معمولیِ خالی تبدیلش کردیم به خانه ای گرم زیبا روشن با بهترین و زیباترین و ساده ترین وسیله ها و دکورها. حالا دلم برایش تنگ میشود و از همه بیشتر برای پنجره هایش. که راهی به شهر داشتم وقتی دلتنگ، خسته ، و یا حتی منتظر بودم. هنوز خانه ی جدیدمان  برایم عادی نیست هنوز دلبسته اش نیستم و شاید هم خیلی دوستش ندارم بسکه پنجره به شهر ، آدمها، به هیاهو ، به روشنی، به باران ندارد. بسکه نمیتوانم منتظر باشم تا وحید بپیچد به سمت پارکینگ. بسکه وقت غروب دیوارهایش برایم تنگ و تنگ تر میشود. بسکه توی کوچه است این خانه آنهم کوچه ی بن بست و من خانه ای که در کوچه باشد را دوست ندارم. غر نمیزنم گلایه نمیکنم که باز هم بگویند عادت میکنی اینجا موقتی است زیاد فکر نکن  خانه ی خودت که نیست چشم به هم بگذاری تمام میشود و چه و چه و چه. دست خودم که نیست خانه برایم  تنها یک مکان نیست . مکان امن و آسایش و دلبستگی است . خانه برایم خانه است. با سقفی و دیواری و پنجره ای و  احساسی و عشقی و  آرامشی ....... همین دلم برایش تنگ میشود

/ 6 نظر / 10 بازدید
کاپتان

انقدرام که میگی بد نیستا این خونه جدید. بقول خودت موقتیه دیگه. ایشالله خونه خودتون تموم این خستگی ها و دلتنگیا تموم میشه. با آرزوی تداوم خوشیها و خوشبختیاتون. [گل]

الناز

عوضش خانه بعدی در خیابان است. صبح تا شب هم که در گل شلوغی خیابان های تهران هستی. هر چند که من هم بر خلاف خیلی ها جاهای خلوت رو دوست ندارم.

مینا

سلام مریم جون خیلی دلم گرفت بس که غصه دار نوشتی.خانه اول من هم هشترود بود ولی نمی دونم چرا دلم برایش تنگ نمی شود.به نظرم خانه دومم بهتر است .اگه اینو دوست نداری انشاءالله بعدی همونی باشه که می خوای نگران نباش دنیا در حال تغییره!! گاهی حتی خواسته های ادم نیز تغییر می کنه. سلام برسون قربانت[گل][زبان][خرخون][وحشتناک]

وبلاگ صاحاب

مینا جون دیگه تو که تو شهر غریب زندگی کردی میدونی که هرچیزی بهانه ای میشه واسه غصه مند شدن[چشمک] اره بالاخره یه وقتایی یه کم غر بزنیم تا بگذره دنیا. پسر نازتو ببوس

مینا

ساغول خالاسی[ماچ]

گفتمت ....

سلام دخترم آنچه موجب می شود خانه ای خالی آنجور دلبسته ات کند ، عشقی بود که درآن خانه موج میزد ؛ باید که چیزی را آنجا جا نگذاری ، اگر جا مانده برو و جمع کن و با خودت بیاور . حتما این خانه هم همان می شود...