اینبار من خیال بافیده ام

از صب میچرخیدم بین این وبلاگا و تا چشمم خورده به  آگهی کنسرت همایون شجریان،  همراه با گروه "همنوازان حصار" به سرپرستی و آهنگسازی علی قمصری١٢، ١٣، ١۴آبان تالار وحدت یه جور عجیب غریبی هوس کردم که برم که برم. هی خیال بافتم که بارونی‌ِ مشکیه‌که قراره برم بخرم‌ش یا شایدم قهوه‌ایه رو میپوشم با کفش مشکیا یا پوتین قهوه‌ای روشنه (بستگی به رنگ بارونی یا پالتوهه داره) و شال قرمز یا هم کِرِم سرم میکنم و با آقای همسر که شلوار طوسیه رو میپوشه با پیرهن و پلیور بنفش،جمعه غروبی تیک تیک میریم تو تالار وحدت همایون گوش میکنیم و سر تکون میدیم با ساز علی قمصری و وقتی میخونه اینبااااااار من یکبارگی در عاشقی پیچیده‌ام اینبار من یکبارگی از عافیت ببریده ام باهاش میخونم و یه آخر هفته شجریانی رو خواهیم داشت.اما همیشه برنامه ها از رو خیال بافی من پیش نمیره و ما نمیریم کنسرت همایون شجریان.شاید سال بعد یا هم بعدترش...

/ 5 نظر / 6 بازدید
وحید

واقعا خیلی حیف که نمی شه بریم. شاید وقتی دیگر. شاید که نه، حتما وقتی دیگر. قول می دم! خیال شیرینی بود بانو![چشمک]

آب تنی

چقدر با زندگی در رویاهایم اخت شده ام...

الناز

برای آرشیدا گل مریم خریدم. بهش می گم این گل مریمه. می گه نه این گل مریم جونه.

وبلاگ صاحاب

به الی:الهیییییییییییی.ببوس‌ش آبدار.بهش بگو ناقلا پس آشتی هستی باهام[بغل][ماچ]

گفتمت ...........

سلام وای کاش رفته بودید........... و می دیدید که استاد چگونه آمد و جلوس کرد و مردم ، نه ، خس و خاشاک چگونه قدردان استاد بودند و فرزند خلف چگونه بوسه بر دست استاد پدر داد .......... چه زیبا شادزید