روز و شب دیگری است

چرا باید این مداد‌ها را هر روز تراشید که نو شود
تا خاطرات کهنه را با آنان نوشت
چرا باید این در خانه را باز کرد که نان آورده‌اند
چرا باید این چراغ‌ها را روشن نهاد و خاموش
کرد که روز و شب دیگری است
چرا باید این لیوان‌ها را آب کرد و هر روز
ظهر سفره را برای ناهار در اتاق
پهن کرد
زمان و عطر اطلسی‌ها همه‌ی حجم اتاق مرا
فرا گرفته‌اند
راهی برای رفتن نیست
مدارهای زمین و گل‌های یاس‌ها و مریم‌ها
چه زود پیر شدند و مردند
پرندگان گاهی سراسیمه از عطر یاس‌ها
و مریم‌ها جوان می‌شدند اما فقط تا
غروب زنده بودند.

احمد رضا احمدی

/ 0 نظر / 5 بازدید